- تابستان 91 - » اینجـــــا زنجــان اســت...
سفارش تبلیغ
صبا

» اینجـــــا زنجــان اســت...

بو اولکه...

بوینومو قوجاقلاماغا

بیلیره م
بویون چاتماز
......
بئله کی دارلاری اوجا قورورلار
سون گوروشده
بوینومو قوجاغلاماغا
بیلیره م
بویون چاتماز


سید حیدر بیات

-----------------------------

می‌دانم
قدت نمی‌رسد

برای به آغوش گرفتنم

چوبه‌های دار این سرزمین بلند است.
اینگونه که دارها را بلند می‌سازند

می‌دانم

در آخرین دیدارمان

قدت نمی‌رسد

برای به آغوش گرفتنم 


[ پنج شنبه 91/6/30 ] [ 12:39 صبح ] [ مهــدی ]

سلام
اینقدر درگیر شده بودم که نتونستم روز تولد وبلاگم بیام پست بزنم.1
اولین بار 89/6/9 بود که به فکر ایجاد یه وبلاگ افتادم اومدم اینجا و شروع به کار کردم بین راه از پارسی بلاگ کوچ کردم و یه سیستم وبلاگ دهی دیگه بودم که خدا رو شکر زود برگشتم اینجا.2

الان 15روزی میشه که وبلاگ دو ساله شده گذر عمر اینقدر سریع هستش احساسی مثل برق و باد به آدم دست میده ولی چیزی که تو این مدت نشده بود بگم خب زمیه اش نبوده تا حالا اینه که میخوام از همه عزیزانی که تو هر یادداشتی همراه من بودن نظر دادن ،خوشحال شدن و گاهی هم ناراحتشون کردم تشکر کنم و دست تک تکشون رو میبوسم...

من دینی که به مردمم و به وبلاگم دارم رو نتونستم ادا کنم انشاالله از این به بعد با انرژی مضاعف باشیم برای هم...

پ ن 1:تصادف کرده بودم اونم با ماشین.

پ ن 2:رفته بودم تو بلاگپا که الان تار و مار شده و اثری از وبلاگ نیست. متاسفانه مدیر اونجا هیچ احترامی برای هزاران وبلاگ ایجاد شده نداشته اند.


[ یکشنبه 91/6/26 ] [ 10:49 صبح ] [ مهــدی ]

سلام
هر چقدر خواستم چیزی نگم بازم نشد... بعد اینهمه سال که تو کشور کنکور برگزار میشه یه اشتباه کوچیک قابل بخششه ولی اگه اشتباهی تا این حد بزرگ رخ بده و سازمان سنجش عزیز هم ساکت بنشینن واقعا جای تاسف داره
حالا میگین چه اشتباهی؟
پنجشنبه موعد برگزاری آزمون کاردانی به کارشناسی بود و من هم که رشته ام حسابداری بود بالطبع زمان آزمونم بعد از ظهر بود
حالا اینو کاری نداریم نشسته بودیم و با سوالات سر و کله میزدیم که یهو دیدم اِ اِ اِ مثل اینکه سوالات تموم شده و من یه دور کامل زدم ولی چرا به این زودی هنوز که 45دقیقه از زمان کنکور رفته وقتی صفحه سوالات رو نگاه کردم دیدم 19-20 هستش.افتاد که سازمان سنجش عزیز دکترین مقتدر مهندسین و پروفسورین گرامی سوالات رو دوبار دوبار تو دفترچه چاپ کردن با اعتراضی که کردیم گفتن دوباره جواب بدین ما هم کپی برابر اصلش کردیم و رسیدیم آخرین صفحه از سوالات همین که سوال اول رو خوندم مخم هنگ کرد نوشته بود اگر دانشآموزی از آموزش سر باز زند وظیفه معلم چیست؟
همینطور رفتم پایین تر انواع پروژوکتور چیست؟ تابش نور در پروژوکتور فلان چگونه است؟
یا ابا الفضل منبع سوالات عوض شده؟
بابا ما که تو عمرمون هم این چیزها رو نخوندیم به چی این جواب بدم؟
معلوم نبود سوالهای تربیت معلم بود یا سوالهای عکاسی جالبش هم اینجاست مراقبه برگشته میگه یکم فکر کنین جواب بدینش
حالا کاری به این ندارم حرفم اینه که توی این سازمانی که دم میزنین ازش دکتر مهندستون رو نمیخوایم به همون آبدارچیتون هم این دفترچه رو میدادین یه دور میخوند متوجه میشد و این اشتباه پیش نمی اومد.

خلاصه خدا رحم کنه به بچه های حسابداری

آزمون - کنکور - سوالات تکراری - حسابداری


کنکور کاردانی به کارشناسی - سوالات تکراری آزمون - پنجشنبه - سازمان سنجش - دانلود - سوالات تکراری کنکور - کاردانی - کارشناسی - کنکور کاردانی به کارشناسی - سوالات تکراری آزمون - پنجشنبه - سازمان سنجش - دانلود - سوالات تکراری کنکور - کاردانی - کارشناسی -کنکور کاردانی به کارشناسی - سوالات تکراری آزمون - پنجشنبه - سازمان سنجش - دانلود - سوالات تکراری کنکور - کاردانی - کارشناسی - کنکور کاردانی به کارشناسی - سوالات تکراری آزمون - پنجشنبه - سازمان سنجش - دانلود - سوالات تکراری کنکور - کاردانی - کارشناسی - کنکور کاردانی به کارشناسی - سوالات تکراری آزمون - پنجشنبه - سازمان سنجش - دانلود - سوالات تکراری کنکور - کاردانی - کارشناسی - سوالات تکراری کنکور - کاردانی - کارشناسی -


[ یکشنبه 91/6/5 ] [ 1:49 عصر ] [ مهــدی ]

بیز، بو آجیناجاقلی فاجعه‌نی اؤز فاجعه‌میز سانیریق
دردلی‌لرین دردینه اورتاق اولوروق
عزیزلرینی ایتیرن‌لره باش ساغلیغی وئریریک
یارالی‌لارا ساغلاملیق، یورد- یوواسی داغیلمیش‌لارا دؤزوم و بؤیوک خالقیمیزا اؤلمزلیک دیله‌ییریک و
آذربایجان، باشین ساغ اولسون! دئییریک.

آذربایجان باشین ساغ اولسون


[ چهارشنبه 91/5/25 ] [ 12:26 عصر ] [ مهــدی ]

سلام سید

روز جمعه ای چقدر دلم هواتو کرده ، سید همین الان دارم آهنگ مرو ای دوست محمد اصفهانی رو گوش میدم این آهنگ تو رو یادم میاره
سید مگه میشه یادت نبود مگه میشه از خاطر بردن نفس زدناتو کجا رفتی دیگه هیچ حسین حسینی به دلم نمیشینه کجایی که بازم یا حسین غریب مادر رو بخونی و وسط سینه زدن بیایم فقط گریه کنیم امروز که دارم اینو مینویسم 14روز پیش سالگردت بود همین امروز جمعه یک روز قبل از ماه مبارک رمضان میگم سید عزیزم از دل نرود هر آنکه از دیده برفت... تو هم یاد ما باش

سید جواد ذاکر


[ جمعه 91/4/30 ] [ 2:36 عصر ] [ مهــدی ]

سلام
یه بنده خدایی میگفت :

همه چیز رو ردیف کرده بودم بابا و مامانم رو فرستادم خونه ی خاله و عمّه
خونه برای دوست دخترم آماده ی آماده بود حساب همه چی رو هم کرده بودم رفتم دنبال دوست دخترم
دیدم زودتر از من ، جایی که باهم قرار گذاشته بودیم ؛ منتظرمه
خدائیش دختر پایه ایه خیلی دوسش دارم من و اون وقتی همدیگرو دیدیم ، آروم و قرار نداشتیم
تو ذهن من فقط یه چیز میگذشت اونم این که وقتی رفتیم خونه چطور ....احتمالا اونم به همین چیزا فکر می کرد ...
چون اولین بار بود که می خواستیم ... رو تجربه کنیم هم من و هم اون سوار ماشین شدیم
دربست گرفتم رسیدیم در خونه با موبایل دوست دخترم زنگ زدم خونه که ببینم همه چی ردیفه یا نه نکنه کسی خونه باشه !
دیدم کسی خونه نیست با خودم گفتم : ایول دیگه دل تو دلم نبود
می دونستم سه ساعت زمان داریم وباید از این سه ساعت بهترین استفاده رو کرد در حیاط رو باز کردم
از راه پله ها رفتیم بالاحواسم به واحدهای همسایه بود که مارو نبینن که یه وقت آمار منو به بابام اینا ندن سریع دو طبقه رو رفتیم بالا
نفهمیدم از در حیاط چطور رسیدیم در آپارتمان کلید رو انداختیم توی در ورودی آپارتمان که بریم تو چشمت روز بد نبینه
خیلی برام عجیب بود یه اتفاقی افتاد که اصلا فکرش رو نمی کردم یعنی محال بود که یه همچین اتفاقی بیفته
کلید توی در شکست هر چی تلاش کردم که یه جوری کلید رو در بیارم نشد که نشد
کلی برا این لحظه برانامه ریزی کرده بودم کلی براش فکر کرده بودم
مدتها بود تو آرزوهام این لحظه رو تصور می کردم لحظه ای که من و اون با هم تنها بشیم....
گفتم عیب نداره تو این سه ساعت وقت هست می رم کلید ساز میارم
به دوست دخترم گفتم : بریم کلید ساز بیاریم اونم که پایه تر از من بود گفت : بدو بریم که به لاقل برسیم بریم یه حالی ببریم
وقتی انرژی مثبتش رو دیدم انگیزم برای پیدا کردن کلید ساز چند برابر شدسریع از پله ها اومدیم پایین
اومدیم سر خیابون روزجمعه حالا کلید ساز از کجا گیر بیاریم
سریع یه دربست دیگه گرفتم بعد از یک ساعت چرخیدن تو خیابون یه کلید ساز پیدا کردیم
گفتم : آقا داستان از این قراره که کلید توی در شکسته گفت : بریم درستش کنیم
اومدیم در خونه ، به دوستم گفتم : تو برو تو ایستگاه اتوبوس سرکوچه بشین تا وقتی هم من بت زنگ
نزدم نیا اگه یکی از همسایه ها تو رو تو آپارتمان ببینه خیلی ضایع میشه
اونم که همیشه منو شرمده می کرد گفت :
اشکالی نداره عزیزم، من تو ایستگاه نشستم و منتظر زنگتم
دردسرت ندم کلید ساز گفت باید قفل عوض بشه
دوباره یه دربست دیگه تا قفلسازی و آوردن یک قفل جدیدبرای در خونه
اومدیم و قفل رو عوض کردیم
همین که لحظات آخر کار کلید ساز بود
مادرم زنگ زد موبایلم که ما با خالت اینا داریم میاییم خونه
برو یه سری خرید کن و ....
ای تف به این شانس
همه ی نقشه هام نقس بر آب شد
و نشد که آرزوم به واقعیت بپیونده...
اون روز کلی پول از تو جیبم رفت
کلی هم حساب کتاب که جرا قفل خونه عوض شده به ننه بابام دادم
آخرشم شرمنده روی دوست دخترمون شدیم
از اون رو زتا به حالا همش این سوالم تو ذهنمه که :
من حساب همه چی رو کرده بودم
چی شد که نشد بریم خونه و کلید آهنی(میفهمی چی میگم ، کلید آهنی)
توی در شکست
کجای کارم اشتباه بود که همین یه دونه موقعیت رو هم که پیش اومده بود از دست دادم
...................
وقتی همه ی حرفاش تموم شد ، اونجایی که محاسبه نکرده بود رو براش توضیح دادم
بهش گفتم :
گاهی اوقات می شود که که محبی از محبای اهل بیت قصد گناه می کنه ، تمام
مقدمات گناه رو هم برای خودش فراهم می کنه و خودش رو آماده ی گناه می کنه .
دیگه قدمی تا گناه فاصله نداره
فقط یک قدم می خواهد تا گناه به ثمر بنشینه
یه دفه میبینه تمام صحنه عوض شده و دیگر موفق به انجام گناه نشد
با خودش فکر می کنه که چی شد که نتونست گناه کنه
تو محاسبات خودش که اشتباهی نکرده بود
پس چرا موفق به انجام گناه نشد ؟؟
کمی فکر ....
کمی فکر ………….
کمی فکر …………..……..
آره داداش من
تو اون لحظه مشمول دعای مستجاب حضرت ولی عصر ارواحنا فداه قرار گرفته
و دعای امام شامل حالش شده….
امام زمان همیشه و همیشه ما را به یاد داره
حتی لحظه ی گناه ما را فراموش نمی کنه .....
وقتی حرفام تموم شد ، دیدم دانه های درّ مانند اشک به روی صورت صاف و زیباش
روان شدن و داره زیر لب زمزمه می کنه :
امام زمان !
غلط کردم
امام زمان !
ممنونم که تنهام نذاشتی ، حتی لحظه ی گناه

راستی عیدتون مبارک...


[ پنج شنبه 91/4/15 ] [ 3:9 عصر ] [ مهــدی ]

مهــدی
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ در درجه اول برای شناساندن استان عزیزم زنجان درست شده و در درجه بعدی شناسایی و نقد برخی از حرکات مسئولین استان...
لیست یادداشت ها
دوستان اینجا زنجان است
آمار وبلاگ اینجا زنجان است
امکانات پارسی بلاگ
بازدید امروز: 11
بازدید دیروز: 28
کل بازدیدها: 225574

لیست موضوعات
 
زنجان ، نوحه ها ، زنجانیم ، اجتماعی ، استان زنجان در یک نگاه ، اینجا پایتخت شور و شعور حسینی است ، اینجا زنجان است ، اینجا زنجان است سالهای تباهی،روی نیمکت سیاهی ، اینجا زنجان است مسئولین زنجان کاری ، ببین از کجا تا کجا اومدیم ، حسین ، حسین منزوی ، خوش آمدید ، دانلود internet download manager جدید آخرین ورژن دانلود منیجر ، دانلود انیمیشن بره ناقلا ، اینجا زنجان است ، دانلود مداحی از حاج جواد رسولی ، دانلود مداحی حسینیه اعظم زنجان ، دانلود مراسم شب چهارم محرم حسینیه اعظم زنجان ، دانلود مراسم شب سوم محرم حسینیه اعظم زنجان ، دانلود مراسم شب های محرم حسینیه اعظم زنجان ، دانلود نرم افزار ویرایش ویدئو کُرل ویدئو استودیو 14-Corel VideoS ، دانلودمداحی حاج علیرضا بیگدلی ، سلام بر حسین سلام بر محرم ، سلطان ، شاعر ، عمومی ، غزل ، غزل سرا ، غزل فارسی ، قالب جدی دانلود علی نصیری ، مادر صبر کن آمدم... ، متفرقه، اجتماعی ، مذهبی ، مصاحبه با محمد رحیمی مدیر موفق تالار گفتگوی ایرانیان ، معاصر ، معرفی حسینیه اعظم زنجان(تاریخچه و...) ، معرفی زینبیه اعظم زنجان ، مناسبت ، مناسبت ها ، منزوی ، نرم افزار های کاربردی ، و اینجا منای عشق است و عرفات عروج ... ، یه روزی مرگ هم میرسه ... ، آخرین اخبار از حسینیه اعظم زنجان ،