سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
- مهــدی - » اینجـــــا زنجــان اســت...

» اینجـــــا زنجــان اســت...
   1   2   3   4   5      >

ملیکا زارعی مجری برنامه «باغ شادونه» در پیامی درگذشت سه کودک را در خرمدره‌ تسلیت گفت.

خاله شادونه خرمدره حادثه

بمتن پیام تسلیت ملیکا زارعی به شرح زیر است:

«برای کسی که بیش از نیمی از زندگی خویش را در راه خوشنودی و شادی کودکان سرزمینش سپری نموده و روز‌ها و شب‌های خود را جز با عشق کودکان با واژه دیگری نیامیخته، چه فاجعه‌ای سهمگین‌تر از درگذشت ناگهانی سه کودک معصوم و چه خبری دردناک‌تر از این فاجعه تلخ و غمبار بعد از شور و شادی برنامه‌ای است که با حضور من به پایان رسیده.

من به دلیل عدم تخصص در امور مربوط به چگونگی برقراری نظم در ورود و خروج افراد از سالن‌های برگزاری نمایش و جشن، نمی‌دانم چرا و چگونه این اتفاق دردناک هنگام خروج از سالن شهدای خرمدره رخ داد، اما همواره با خود زمزمه می‌کنم‌ ای‌کاش آن هنگام من نیز در سالن حضور داشتم تا با فدا کردن جان خود مانع وقوع این حادثه دلخراش می‌شدم.

و حالا بعد از یک دنیا آه و افسوس، پس از گذشت دو روز از شنیدن خبر درگذشت عزیزان دلم، نگار صالحی، بهاره شادمهر و مهدی مولایی در حالی که نفس در سینه‌ام حبس شده و تلخی این فاجعه دم و بازدم را برایم رنج آور ساخته، بر آن شدم، اشک را جوهر قلم خویش نمایم و با قلبی اندوهناک وقوع این حادثه دلخراش را به خانواده‌های صالحی، شادمهر و مولایی و مردم خوب و محترم شهرستان‌های خرمدره و ابهر و به مردم کشورم که همیشه در این سال‌ها کنار من بوده و عشق به کودکانشان خون را در رگ‌هایم جاری ساخته، تسلیت گفته و در انتها از کودکان و عزیزانم می‌خواهم تا بهبودی احوال روح و جانم اجازه دهند، از همراهی با گروه برنامه‌سازم، معذور باشم.

تصویر معصومانه‌تان برای همیشه در قلبم حک شد.»

عصر پنجشنبه 21 اردیبهشت‌ماه در جشنی که در خرمدره با حضور عوامل برنامه «باغ شادونه» برگزار شد، هنگام خروج بچه‌ها از سالنی که مراسم جشن در آن برگزار می‌شد، به دلیل ازدحام جمعیت سه کودک کشته و هفت نفر مجروح شدند.

برای مشاهده کامل خبر روی لینک زیر کلیک کنید.


خاله شادونه ، برنامه ، حادثه ، مرگ ، پیام ، نوشتار ، خرمدره ، سالن ، حادثه ، کودک ، کودکان ، مادران ، مرگ ، سه ، زنجان ، اینجا زنجان است ، فیلک حادثه خرمدره ، فیلم ، کلیپ ، جان باخته ، جان باختگان ، خاله شادونه ، برنامه ، حادثه ، مرگ ، پیام ، نوشتار ، خرمدره ، سالن ، حادثه ، کودک ، کودکان ، مادران ، مرگ ، سه ، زنجان ، اینجا زنجان است ، فیلک حادثه خرمدره ، فیلم ، کلیپ ، جان باخته ، جان باختگان ، 

[ دوشنبه 25/2/91 ] [ 3:35 عصر ] [ مهــدی ]

فاجعه در برنامه خاله شادونه
3 کودک کشته و 7 کودک در بیمارستان های خرمدره بستری شدند

برنامه خاله شادونه برای کودکان خرمدره پایان دلخراشی داشت و مرگ 3 کودک را زیر دست و پا رقم زد.
     وقتی خاله شادونه در پایان برنامه از بچه ها خواست نزد مادرانشان بروند هیچ کس تصور نمی کرد فاجعه ای آفریده شود.
     عصر پنج شنبه 21 اردیبهشت ماه سال جاری هر کسی می شنید در برنامه خاله شادونه حادثه ای فاجعه آمیز رخ داده است، شوکه می شد و باور نمی کرد.
     3 کودک کشته شدند و 7 کودک در بیمارستان های مختلف تحت درمان قرار گرفتند.
    
    شادی رنگ باخته
    بلیت ها از یک هفته پیش به فروش رسیده بود. بچه ها ثانیه?شماری می کردند تا روز اجرای برنامه برسد. پلاکارد های توزیع شده در شهر، هیجان بچه ها را بیشتر می کرد. عسل تا صبح رویای خاله شادونه را می دید و صبح ها از مادر می پرسید چند شب دیگر باید بخوابد تا در برنامه خاله شادونه حاضر شود.
     برای همبازی هایش گفته بود که قرار است در برنامه خاله شادونه شرکت کند و بلیت را هم در دست دارد.
     روز پنج شنبه زودتر از همیشه از خواب بیدار شد. دل توی دلش نبود تا خاله شادونه را از نزدیک ببیند. از ظهر لباس هایش را پوشید و آماده شده بود تا ساعت 3 بعد از ظهر به همراه مادر به سالن برود. طاقت و قرار نداشت، مادر وقتی بی صبری وی را دید، زودتر حاضر شد و تصمیم گرفت برای آن که عسل کوچولو بیش از این انتظار نکشد وی را به سالن برگزاری مراسم ببرد. مسیر زیادی نبود و نیم ساعته به سالن رسیدند اما با جمعیت زیادی پشت در سالن روبه رو شدند. قرار بود بچه ها از مادرانشان جدا شوند و همگی کنار هم بنشینند. عسل، هم دستان مادرش را ر ها کرد و بین بچه ها نشست.
     برنامه شروع شد. برایش مانند رویا بود و وقتی خاله شادونه را برابرش و نزدیک خود دید آنقدر ذوق کرده بود که مانند بقیه بچه ها نمی توانست روی زمین بنشیند و سعی می کرد سر پا خاله شادونه را تماشا کند.
     سروصدای زیاد بود اما بچه ها همه می?خندیدند و مادران از شنیدن شادی بچه هایشان به وجد آمده بودند. برنامه یک ساعت طول کشید و انتهای برنامه بود که خاله شادونه با صدای بلند گفت: حالابچه ها پیش مامان هاشون برند.
     همین که خاله شادونه از روی سن بیرون رفت غوغایی فاجعه آور به پا شد.
    هرکدام از بچه ها باید مادرشان را از میان جمعیت مادران پیدا می کردند.
    در اصلی سالن هم بسته شده بود و جمعیت باید از در های فرعی کوچکی که در اطراف سالن قرار داشت خارج می شدند. عسل کوچولو و دیگر بچه ها نمی توانستند مادرشان را در میان این زنان پیدا کنند و همگی بی اختیار در هجوم جمعیت به سمت در های خروجی کشیده می شدند و مدام مادرشان را صدا می کردند اما انگار هیچ کس صدایشان را نمی شنید.
     عسل پایش لغزید و به زمین افتاد. هجوم جمعیت و عبور آنها از روی جسم کوچک عسل، وی را بی هوش کرده بود.
     این کودک 4 ساله پس از خروج جمعیت به بیمارستان منتقل شد و نمی دانست رویای تماشای برنامه خاله شادونه برای همیشه در ذهنش به کابوس تبدیل می شود.
     عسل کوچولو نجات پیدا کرد اما 3 کودک در سرنوشت مشابهی تسلیم مرگ شدند.
    بنا به تحقیقات خبرنگاران شوک از هفته گذشته بلیت های برنامه خاله شادونه در مهد های کودک و مدارس به فروش رسیده و با اعلام همگانی به مردم اطلاع داده شد که مراسم ویژه مادران و کودکان است.
     قرار بود این مراسم در سالن ورزشی خرمدره برگزار شود که گفته می شود گنجایش سه هزار نفری دارد. بیش از سه هزار بلیت به فروش رسیده بود اما هنوز تقاضا برای فروش بلیت ادامه داشت و مسئولان برگزاری تصمیم گرفتند بلیت بیشتری به فروش برسانند. آنها برگه های سفیدرنگ را به قسمت های کوچک تری تقسیم کرده و با مهر برنامه آنها را به عنوان بلیت به فروش می رساندند.
     بیش از 7 هزار بلیت به فروش رسیده بود. در حالی که گنجایش سالن فقط سه هزار تن بود. وقتی در ها بسته شد نفس کشیدن هم سخت شده بود با وجود این که ازدحام جمعیت بیشتر از دو برابر ظرفیت سالن بود اما برنامه با وجود بی نظمی های زیادی شروع شد. خبرنگاران شوک در بررسی های میدانی پی بردند که در پایان برنامه چون گروه نمایش قرار بود از در بزرگ سالن خارج شوند، پس از خروج آنها در بزرگ بسته شد و جمعیت زیادی که داخل سالن بودند به سمت در های کوچک دو طرف سالن هجوم بردند.
     جالب اینکه داربست?هایی که در دو طرف سالن برپا شده بود، فشرده شدن جمعیت را بیشتر می کرد.
    
     یک فاجعه
    در زمان خروج جمعیت از سالن هیاهویی برپا بود تا این که فاجعه رقم خورد.به دلیل ازدحام زیاد جمعیت سه کودک زیر 7 سال زیر دست و پا خفه شدند و 7 کودک نیز مجروح و به بیمارستان آیت الله موسوی زنجان و بیمارستان ابهر و خرمدره منتقل شدند.
    
     بازداشت چند مسئول
    رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس زنجان به خبرنگار شوک گفت: مسئولان اجرایی برای برگزاری این مراسم مجوز داشتند و برنامه مختص زنان بود.
     در طول اجرای برنامه اتفاقی نیفتاد، اما از آنجا که بچه ها از مادرشان جدا شده بودند در پایان برنامه خاله شادونه اعلام کرد که بچه ها پیش مادرانشان بروند و پس از خروج گروه نمایش در های محل نیز بسته شد که این مسئله باعث ایجاد شلوغی بیش از اندازه در سالن شده و چند کودک زیر دست و پا گیر می کنند.
     این مقام مسئول در ادامه گفت: در حال حاضر مسئول برنامه، مدیر برنامه، خاله شادونه و مسئول سالن از سوی پلیس دستگیر شده اند و خانواده قربانیان نیز از آنان شکایت کرده اند و تا پیگیری پرونده آنها مهمان پلیس هستند و با دستور قضایی سالن ورزشی خرمدره نیز تا اطلاع ثانوی پلمب شده است.
    
     مرگ 2 دختر و یک پسر
    پس از این حادثه بررسی های قضایی و پلیسی نشان داد که کشته شدگان نگار صالحی 7 ساله از هیدج، مهدی مولایی 3 ساله از ابهر و بهاره شادمهر 6 ساله از خرمدره، هستند و فاطمه محمدی 4 ساله، سیدعلی موسوی
     7 ساله، نیلوفر قهرمانی 10 ساله و عسل محمدلو 6 ساله از خرمدره نیز در این حادثه بشدت زخمی شده و در بیمارستان های مختلف تحت درمان گرفته شده اند.
    
     گفت وگو با عموی مهدی
    عموی مهدی کوچولو که از مرگ نابهنگام برادرزاده خود هنوز شوک زده است به خبرنگار شوک گفت: پنجشنبه عصر مهدی که 3 ساله بود به همراه مادرش برای دیدن نمایش خاله شادونه به سالن 3 هزار نفری رفته بود که البته تنها 1700 صندلی دارد، اما برای این برنامه بیش از 4 هزار بلیت به فروش رفته بود که مادران در دور سالن نشسته بودند و بچه ها وسط سالن بودند. در خروجی سه پله داشت که بسیار باریک بود و هنگام خروج بچه ها از این در، شماری از آنها روی زمین افتادند و به دلیل فشاری که از جمعیت روی آنها آمده بود دچار مصدومیت شدند و سه کودک نیز خفه شدند که مهدی یکی از آنها بود.
     وی در ادامه گفت: مهدی تنها بچه خانواده بود و وضع روحی خانواده بسیار خراب است و انتظار داریم مسئولان شهری پاسخگوی مصیبت این خانواده ها باشند.
    
     مرگ تلخ نگار کوچولو
    دایی نگار کوچولو نیز که از این ماجرا بسیار متاثر است، به خبرنگار شوک گفت: نگار ساعت 2 بعد از ظهر به همراه مادر و خواهر 3 ماهه اش از خانه خارج شد. اما پس از پایان برنامه وقتی بچه ها به سمت مادران خود حرکت می کردند شماری از مادران به خاطر ازدحام جمعیت به طبقه پائین افتاده و بچه ها زیر دست و پای آنها له شده بودند. این مرد با اعلام این که وضع روحی پدر و مادر نگار بسیار ناراحت کننده است، گفت: مادر نگار می گوید در لحظه آخر نگار را دیده که برای وی دست تکان داده است، اما در یک لحظه از جلوی چشمش ناپدید شده و پس از چند دقیقه جنازه وی را روی دست یکی از زنان دیده است.
    
     مسئولان پاسخگو نیستند
    در پیگیری های خبرنگار شوک با مسئولان امدادی شهر هیچ کدام از مسئولان پاسخگو نبودند. تلفن همراه فرماندار از دسترس خارج بود و مسئولان هلال احمر اعلام کردند روز حادثه ماموریت به آنان اعلام شده و در میان راه بودند که ماموریت لغو شده است. اورژانس نیز هیچ پاسخی نداد و گفت که ما اعزام نشده ایم. بیمارستان هایی که مصدومان به آنها اعزام شده بودند نیز پاسخگوی خبرنگاران نبودند و جالب تر این که چون این مراسم برای مادران و کودکان اجرا می شد هیچ فیلمی از این مراسم در دست نیست.


 


 


من این حادثه غم انگیز رو به خانواده های کودکان از دست رفته تسلیت میگم و براشون آرزوی صبر دارم.


[ یکشنبه 24/2/91 ] [ 12:10 صبح ] [ مهــدی ]

اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است
عید واژه خوشحالی یا ...
عید که از راه میرسه با خودش میگه آخ جون بازم عید ، مدرسه ها تعطیل میشه و سیزده روزی تعطیلیم ولی همین که این فکر از ذهنش میگذره یاد خونه میفته
یاد بد بختی هاشون میفته با چی میخوان جشن بگیرن؟ به چی دلش رو خوش کنه؟مگه تعطیلی هم هست؟مگه میشه با شکم گرسنه هم جشن گرفت؟ مگه میشه با کفش پاره عید دیدنی رفت؟لباسش رو چیکار کنه؟
عید واژه خوشحالی یا ...
هه اگه همه چسب زخم هاتم بفروشی
میدونم حتی یکی از زخم های دلت آروم نمیشه...
عید واژه خوشحالی یا ...
آهای کجایین خط فقر همین جاست... درست تو یک قدمی ما ... خط فقر دقیقا همین جاست. فاصله ای هم با ما نداره. درست زیر پای ماست. خط فقر، خطی فرضی است مابین بتن یک پل. زیر آن خوابیدن و از آن عبور کردن. و ما عابری گذران، فقط گذر می‌کنیم ...
عید واژه خوشحالی یا ...
خداییش با همه این چیزا عیدی هم برای اینا هست که جشن بگیرن و خوشحال باشن؟عید باشه و برن مسافرت؟
آهای تو کز محنت دیگران بی غمی ...    یکمی آدم باش!!!
"دوستان عیدتون مبارک"
اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است


[ شنبه 27/12/90 ] [ 12:47 عصر ] [ مهــدی ]

مرد سرت رو بالا بگیر از چی‌ خجالت میکشی؟


مرد سرت رو بالا بگیر
مثل اینکه باید بگم سرت رو با غرور بالا بگیر از چی‌ خجالت میکشی؟
خجالت را باید کسانی‌ بکشند که نان را از سفره تو دزدیده‌اند
و حساب بانکی شان را در کشورهای دیگر پر کردند.
خجالت را باید کسانی‌ بکشند
که هر لحظه فریاد عدالت عدالت سر می دهند
و غیر از ریا چیزی برای زندگی ندارند!
آری! سرت را با افتخار بالا بگیر
*********
کلنگ گور کن بر گور بنشست
سکوت شب چو دیواری فرو ریخت
به جانش چنگ زد بیمی روانکاه
عرق از چهره? بی رنگ او ریخت
ولی با آن همه آشفته حالی
کلنگی می زد از پشت کلنگی
دگر این ، او نبود و حرص او بود
که می کاوید شب در گور تنگی(1)
----------------------------------------------------------------
(1)قسمتی از شعر سیمین بهبهانی


[ شنبه 20/12/90 ] [ 4:5 عصر ] [ مهــدی ]

اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است
سلام گوزلیم ، وارلیقیم ، شهرتیم
سنی بندن آلابیلمزلر اگر تک قالسان منم سنه دایاق
اجازه ورمم 3000 ایل تاریخین ایاق آتا گویلار
اولسمدَدیرم بورا زنجاندیر  زنجان!!!
غریب زنجان هاردا یانیر چراغین
آدین باتیب تکجه قالیب پیجاغین
—————————————
سلام زیبای من ، هستیم ، اصالت و شهرتم
کسی نمیتونه تو رو از من بگیره اگه تنها بمونی خودم پشتیبانتم
به هیچکس اجازه نمیدم تاریخ 3000 ساله ات رو زیر پا بزاره
بمیرم هم میگم اینجا زنجان است زنجان!!!
کجاست سوسوی چراغت ای زنجان غریب
اسمت نیست شده و فقط مونده نشان از چاقوهات



اینجا زنجان است
اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است»»««اینجا زنجان است


[ چهارشنبه 10/12/90 ] [ 2:56 عصر ] [ مهــدی ]

سلام
یادش بخیر یه زمانی برنامه ای از شبکه استانی زنجان (اشراق) پخش میشد با عنوان نقد شهر که تو اون برنامه با طنز مشکلات شهری رو بیان میکردن و بعضی وقت ها همون طنز کار خودش رو میکرد و مسئولان رو کمی! به چالش میکشید تا شاید کاری بکنن.
حالا که اون برنامه نیست و منم با صدای بی صدایی میخوام یه گوشه کوچیک از مشکل شهرمون نه اشتباه شد مشکل کشورمون که همین چاله چوله هاست رو به نقد بکشم این چاله ها برا هرکسی بد باشه برا جلوبندی ساز ها که بد نشده !
حالا تو این عکس یه نمونه کوچیک از چاله ها رو که البته نمیشه گفت چاله اینا چاه عمیقند رو ببینید...
چاله های زنجان


تو اروپا هم از بس چاله ندارن که به نوعی مثل ایران به جای سرعت گیر یا همون سرعت کاه استفاده بشه میان چاله رو سه بعدی روی آسفالت طراحی میکنن تا به نوعی جای سرعت کاه رو بگیره!!! اینم یه نمونه:
چاله های اروپایی
به قول یکی از دوستان ببین اجنبی چیکار کرده خدایا توبه!!!


[ چهارشنبه 3/12/90 ] [ 8:39 عصر ] [ مهــدی ]

رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه استان زنجان از انتصاب آیت‌الله علی خاتمی به عنوان امام جمعه زنجان خبر داد.
به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، حجت‌الاسلام اصغر موسوی پیش از ظهر امروز در ستاد استقبال از نماینده ولی فقیه استان زنجان، اظهار داشت: با توجه به خداحافظی امام جمعه زنجان، آیت‌الله واعظی 45 روز است که استان زنجان از این نعمت بی‌نصیب است.
خبرگزاری مهر: نماینده جدید ولی فقیه و امام جمعه زنجان قبل از ظهر جمعه در میان استقبال گسترده آحاد مختلف مردم زنجان وارد شهر زنجان شد .
حجت الاسلام علی خاتمی نماینده ولی فقیه و امام جمعه زنجان در ابتدای ورود به شهر زنجان در عوارضی این شهر مورد استقبال گسترده مردم و مسئولان استان قرار گرفت و سپس  در مزار شهدای والای شهر زنجان حضور یافت و به مقام شامخ شهدا ادای احترام کرد.



اینجا زنجان است امام جمعه زنجاناینجا زنجان است امام جمعه زنجان
چند سطر بالا گزیده ای از اخبار سایت های خبری بود
ما هم بسیار خوشحال شدیم از اینکه بلاخره امام جمعه زنجان منصوب شد ولی چیزی که ذهن مردم استان رو تو این 45روز به خودش مشغول کرده بود این بود که چرا آیت الله واعظی خیلی زود قبل اینکه امام جمعه جدید معرفی بشه خداحافظی کردن و قضیه ((ذوالفقاری)) چه بود؟!!
این موضوع باعث وجود شایعه های دیگری هم از جمله قضیه پمپ بنزین اختصاصی ، وام کلان ، و پاساژ کنار دارالقران شده بود که مردم وجود افراد دیگری رو هم در این قضیه دخیل میدانند.


[ جمعه 28/11/90 ] [ 2:22 عصر ] [ مهــدی ]

اینجا زنجان است صدای مارو از زیر برف ها میشنوید!
خدا رو شکر میکنم که نعمت الهی شامل حال ایران عزیزمون شده و زنجان هم از این نعمت الهی بهره مند بود
این دو عکس رو امروز گرفتم:


اینجا زنجان است... بارش برف


اینجا زنجان است... بارش برف


در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا از تک تک موجودات برای جذب توریست استفاده می شود که در این بین یخ و برف برای ورزش های زمستانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است .
مسوولان شهرمون باید از این همه یخ و برف نهایت استفاده رو بکنند و به تعبیری "باید از آب کره بگیرند"!
زنجان یک پیست اسکی داره به نام پاپایی که نمیشه بهش گفت پیست ، میشه اسمشو همون پیست تیوب سواری یا پیست نیمه حرفه ای گذاشت. در کیلومتر24جاده زنجان - بیجار است و 600 متر طول دارد با شیب متوسط 18 درجه.در اینجا در ارتفاع2150 متری از سطح دریا و در یک محدوده برفی 18هکتاری قرار خواهید داشت.در پایین پیست،یک بوفه هست و از همه مهمتر،یک مدرسه اسکی که در فصل زمستان فعال است و حدود17مربی دارد. ولی امید میره سطح فعالیت این پیست افزایش پیدا کنه و به یکی از پیست های بزرگ کشور تبدیل بشه و بتونیم از آب کره بگیریم.


[ جمعه 14/11/90 ] [ 1:49 صبح ] [ مهــدی ]

چند سال پیش بود که برای کاری به یکی از شهرهای ترک نشین ایران (فیروزآباد) رفته بودم. برای سفارش غذا وارد یکی از رستورانهای آن شدم. البته پس از من مادری به همراه فرزندش و یک خانم دیگر نیز وارد شدند. من سفارش غذا را داده و منتظر بودم تا سفارشم آماده بشه. در همین حین آن فرزند کوچک شروع به گریه و بهانه گرفتن کرد و مادر نیز برای آرام کردن کودکش با او به زبان فارسی چیزهایی گفت. اینجا رو داشته باشین تا بریم ادامه …
مکان: همان قبلی. زمان: چند دقیقه بعد …
مادر در کمال تعجب با خانمی که با هم وارد شده بودند به زبان ترکی صحبت کرد. پس از چندی هم بدون اینکه چیزی سفارش دهند از آنجا خارج شدند …
دخترکی دانشجو به همراه دوستش که در میز بغلی حضور داشتند پس از دیدن این صحنه شروع به تمسخر کرده و خندیدند، بله خندیدند به رفتار مادری که دلش نمی خواست فرزندش زبان ترکی بیاموزد. البته من به آنها حق می دهم که بخندند و در واقع این رفتار آنها بود که واقع گرایانه بود و نه رفتار آن مادر آسیمیله شده. من نیز خندیدم، البته من و آن دخترک دانشجو با هم خندیدیم اما آن خنده کجا و این خنده کجا…
خندیدم: به حماقت مادری که زبان شیرین ترکی را از کودک بیچاره اش دریغ می کرد و البته دلم برای آن کودک سوخت که باید در دامان چنین مادر بی سوادی بزرگ شود !
خندیدم: به اینکه شرکت نیسان باید برای ما برند خودرو به نام «قشقایی» بسازد و آن وقت ما …
خندیدم : به اینکه آن مادر نمی دانست ترکی تنها زبانی است در دنیا که فقط یک فعل بی قاعده دارد(1)
خندیدم: به مادری که دلش نمی خواست فرزندش زبان ترکی را بیاموزد یا شاید آن را مایه ننگ می دانست و البته اگه اینجور باشه خیلی افراد پست و ننگین هستن که به این زبان صحبت کرده اند و البته آنها از فرزندانشان ترکی را دریغ نکرده اند. از جمله : نادرشاه افشار، شاه عباس صفوی، بهمن بیگی، ستارخان، باقرخان، صولت الدوله، باغچه بان، دکتر مصدق، دکتر حسابی،  جم اوزمیر (رهبر حزب سبزهای آلمان )، فارابی و البته این زبان مشابه زبون سومری هایی بوده که اولین دانشگاهها را در دنیا ایجاد کرده اند (2و3)
خندیدم؟ نه دیگه نخندیم، از رستوران که بیرون اومدم یه شکلات تلخ خریدم. اون شکلات رو گذاشتم رو زبونم تا طعم تلخ حادثه ای رو که دیده بودم از خاطر ببرم .
 منابع :
 ” ترین ها ، مجموعه شگفت انگیز ترین دانستنی ها  و رکورد های جهان”1997، GUNIESS. ترجمه : سیف غفاری . صفحه 147
    ” ترین ها ، مجموعه شگفت انگیز ترین دانستنی ها  و رکورد های جهان”1997، GUNIESS. ترجمه : سیف غفاری .
    ”تاریخ ایران ، از آغاز تا انقراض قاجاریه” نویسنده : حسن پیرنیا، عباس اقبال. چاپ نهم. صفحه 25


[ سه شنبه 11/11/90 ] [ 7:36 عصر ] [ مهــدی ]
با مداحی : حاج اصغر گنج خانلو - حاج مرتضی حیدری - حاج سیدیوسف شبیری - حاج ولی اله کلامی



حاج علیرضابیگدلی 90 ، حاج مرتضی حیدری 90 ، استاد کلامی زنجانی 90 ، حاج سیدیوسف شبیری ، دانلود نوحه ترکی90 ، از ،  زنجان ، زینبیه اعظم زنجان ، حسینیه اعظم زنجان ، متن نوحه ، نوحه آذری ، مرکز دانلود ، بیت الرقیه زنجان ، حاج غلامرضا عینی فرد ، حاج جواد رسولی ،حاج علیرضابیگدلی ، حاج مرتضی حیدری ، استاد کلامی زنجانی ، حاج سیدیوسف شبیری ، دانلود نوحه ترکی ، از ،  زنجان ، زینبیه اعظم زنجان ، حسینیه اعظم زنجان ، متن نوحه ، دانلود مراسم شب دهم محرم 90 حسینیه اعظم زنجان ،نوحه آذری ، مرکز دانلود ، بیت الرقیه زنجان ، حاج غلامرضا عینی فرد ، حاج جواد رسولی ، حاج غلامرضا عینی فرد ، حاج جواد رسولی ،حاج علیرضابیگدلی ، حاج مرتضی حیدری ، دانلود مراسم شب دهم محرم 90 حسینیه اعظم زنجان ، پخش و دریافت فایل های مراسم عزاداری حسینیه اعظم زنجان با کیفیت 32 کیلو بیت بر ثانیه ، حاج علیرضابیگدلی ، حاج مرتضی حیدری ، استاد کلامی زنجانی ، حاج سیدیوسف شبیری ، دانلود نوحه ترکی


































دریافت فایلعنوان فایل و نام مداحاندازه فایلمدت زمان
downloadحاج اصغر گنچ خانلو
شمر گویدگوش کردم تا چه خواهد ا
3.7 مگابایت16:15 دقیقه
downloadحاج مرتضی حیدری
بو گئجه دشت بلاده عشق ائدب طوف
2.4 مگابایت10:30 دقیقه
downloadسید یوسف شبیری
بو کئجه کربولا دشت اولب محضر ع
3.3 مگابایت14:25 دقیقه

download


حاج ولی اله کلامی
کربلاده بو کئجه غوغا اولوب

1.8مگابایت



14:04دقیقه



[ دوشنبه 10/11/90 ] [ 2:25 عصر ] [ مهــدی ]
   1   2   3   4   5      >

مهــدی[43]
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ در درجه اول برای شناساندن استان عزیزم زنجان درست شده و در درجه بعدی شناسایی و نقد برخی از حرکات مسئولین استان...
لیست یادداشت ها
آمار وبلاگ اینجا زنجان است
امکانات پارسی بلاگ
بازدید امروز: 108
بازدید دیروز: 146
کل بازدیدها: 15543

دنبالم کنید در
FarsFace
مهدی ابراهیم خانی
برای مشاهده پروفایل شخصی من کلیک کنید

نام:
جنسیت: مرد
کشور محل سکونت: ایران